قرن من آخرین اثر گونترگراس، برجستهترین نویسندهی حال حاضر آلمان است؛ شاید او که برندۀ نوبل ادبی 1999 و آخرین برندهی این جایزه در قرن گذشته است، مناسبترین شخص برای باز نگریستن آن قرن باشد. قرن من مجموعهای از یکصد داستان کوتاه است که هر یک به یکی از سالهای قرن بیستم میپردازد و هر داستان را راوی جداگانهای نقل میکند و در کل، بافتهای از تاریخ قتل، جنگ، دستاوردهای شگفتانگیز در فنآوری، خفقان، موفقیتهای ورزشی، پیشرفتهای علمی، و زیادهخواهی را شکل میدهد و تصویری یکپارچه از قرن بیستم به نمایش میگذارد. او در این کتاب، پیروزیها و هراسهای قرن بیستم را به تصویر میکشد و این قرن را در شکوه و ظلمتش نمایش میدهد. در این کتاب، هر سال تسلیم سال قبل میشود و صدای یک راوی، به صدای راویان گذشته میپیوندد، بنابراین قرن من بسیار فراتر از مجموعهی صد داستان تشکیل دهندهی آن است. نام کتاب خود نشان میدهد که اثری عظیم و جهان شمول و در عین حال شخصی؛ و نویسنده به گونهای هنرمندانه توانسته این دو مضمون متفاوت را در کتاب با هم بیامیزد. گراس در این مجموعه خلاقانهترین شکل پیوند تخیل و تاریخ، واقعیت عینی و داستان را تحقق میبخشد.
مترجم برای برطرف کردن مشکلات درک مقصود نویسنده، تحقیقات فراوانی انجام داده و پینوشتهای متعدد مترجم، درک این اثر را برای خوانندهی ایرانی آسانتر از خواننده آلمانی زبان کرده است.
قرن من سرگذشت ماست، با تمام عظمت و هراسهایش.
نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران