فکر و ذکرش میهن بود و هر آرمان بزرگی که به آن پیوند خورده: شرف، سنت، خانواده. میگفت باید فردفرد آدمها و منافع شخصی ناچیزشان را فدای اینها کنند. بعد که در سنگر با همین فردفرد آدمها دمخور شد، گهگاه با نظرشان همسو شد. کار به جایی رسید که یکی دو بار از خودش پرسید نکند رنج اینها مهمتر از آرمانی باشد که برایش رنج میکشند.
ژان-کریستف روفن، نویسنده و پزشک و دیپلمات فرانسوی، عضو فرهنگستان، در رمان کوتاه قلادهی قرمز، با نگاهی تیزبین و زبانی شاعرانه تصویری ماندگار از انسانهایی رقم میزند که در کشاکش جنگ و عشق در پی مهرورزی و وفاداری، در پی کشف حقیقت و رستگاریاند.
ژان-کریستف روفن، نویسنده و پزشک و دیپلمات فرانسوی، عضو فرهنگستان، در رمان کوتاه قلادهی قرمز، با نگاهی تیزبین و زبانی شاعرانه تصویری ماندگار از انسانهایی رقم میزند که در کشاکش جنگ و عشق در پی مهرورزی و وفاداری، در پی کشف حقیقت و رستگاریاند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران