«بهتر از همه این بود که از آنجا برود، فکر این که گارد ملی به دنبال آنهاست، او را دچاروحشت میکرد. روش کار آنها کاملا شناخته شده بود: شکنجه و بعد دهانه آتشفشان؛ و او یک زن بود. فیلیپه نمیبایست اینطور بیخبر وارد خانه او میشد! شاید هم چارهی دیگری نبود. با وجود این حق نداشت اینطور او را به خطر بیندازد.»
لاوینیا مهندس معمار جوان و جذاب، در آغاز پیمودن مراحل پیشرفتهای شغلی خود قرار دارد. در اروپا تحصیل کرده است و اکنون در پایتخت کشور زادگاهش، در آمریکای لاتین، زندگی آسوده و فارغ از نگرانی زنی از قشر بالای جامعه را میگذراند.
عصیان او بر ضد مناسبات اجتماعی موجود او را به اعتراضهای گهگاهی علیه خانواده محافظه کارش بر میانگیزد. اما یک شب این وضع دگرگون میشود، عشق او به همکارش فیلیپه که با جنبش مخفی همکاری دارد. همه چیز را تغییر میدهد در حالی که ابتدا با تردید نقش «کمکی» ایفا میکند، به زودی نقش مستقل از فیلیپه در مبارزه علیه ترور و فشار بر عهده میگیرد.
روزنامه آلمانی «آبند سایتونگ» مینویسد: « جیوکوندا بلی در کنار ارنستو کاردنال، شاعره بزرگ نیکاراگوئه، صدایی رسا در ادبیات آمریکای لاتین است.»
لاوینیا مهندس معمار جوان و جذاب، در آغاز پیمودن مراحل پیشرفتهای شغلی خود قرار دارد. در اروپا تحصیل کرده است و اکنون در پایتخت کشور زادگاهش، در آمریکای لاتین، زندگی آسوده و فارغ از نگرانی زنی از قشر بالای جامعه را میگذراند.
عصیان او بر ضد مناسبات اجتماعی موجود او را به اعتراضهای گهگاهی علیه خانواده محافظه کارش بر میانگیزد. اما یک شب این وضع دگرگون میشود، عشق او به همکارش فیلیپه که با جنبش مخفی همکاری دارد. همه چیز را تغییر میدهد در حالی که ابتدا با تردید نقش «کمکی» ایفا میکند، به زودی نقش مستقل از فیلیپه در مبارزه علیه ترور و فشار بر عهده میگیرد.
روزنامه آلمانی «آبند سایتونگ» مینویسد: « جیوکوندا بلی در کنار ارنستو کاردنال، شاعره بزرگ نیکاراگوئه، صدایی رسا در ادبیات آمریکای لاتین است.»






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران