من دیگر هیچوقت با برایان بازی نمیکنم. هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقت!
من یک عالمه دوستِ دیگر دارم. میتوانم با تونی بازی کنم؛ او دایناسورها را دوست دارد. میتوانم با نادیا بازی کنم؛ او عاشق خالهبازی است. میتوانم با جری بازی کنم؛ او از قایمباشکبازی خوشش میآید. میتوانم با اِستل بازی کنم؛ او کلی من را میخنداند.
یعنی میتوانم دوباره با برایان بازی کنم؟!
الان او دارد چهکار میکند؟
دنیای شیرین بچهها همیشه قهر و آشتیهای خودش را دارد. آنها وقتی از دستِ هم دلخور میشوند ممکن است باهم قهر کنند و بگویند:«دیگه آشتی بی آشتی!» و دوباره خیلی زود دلشان برای هم تنگ شود و بگویند:«حالا آشتیِ آشتی!» در این کتاب کودکان یاد میگیرند که اگر روزی از دستِ هم دلخور شدند، چطور رفتار کنند و همدیگر را ببخشند. نویسندهی کتاب به والدین و مربیان میگوید چگونه میتوانند با برخورد صحیح و مدیریت دعواهای کودکانهی بچهها، آنها را برای پذیرش نقشهای اجتماعی در آینده آماده کنند.
من یک عالمه دوستِ دیگر دارم. میتوانم با تونی بازی کنم؛ او دایناسورها را دوست دارد. میتوانم با نادیا بازی کنم؛ او عاشق خالهبازی است. میتوانم با جری بازی کنم؛ او از قایمباشکبازی خوشش میآید. میتوانم با اِستل بازی کنم؛ او کلی من را میخنداند.
یعنی میتوانم دوباره با برایان بازی کنم؟!
الان او دارد چهکار میکند؟
دنیای شیرین بچهها همیشه قهر و آشتیهای خودش را دارد. آنها وقتی از دستِ هم دلخور میشوند ممکن است باهم قهر کنند و بگویند:«دیگه آشتی بی آشتی!» و دوباره خیلی زود دلشان برای هم تنگ شود و بگویند:«حالا آشتیِ آشتی!» در این کتاب کودکان یاد میگیرند که اگر روزی از دستِ هم دلخور شدند، چطور رفتار کنند و همدیگر را ببخشند. نویسندهی کتاب به والدین و مربیان میگوید چگونه میتوانند با برخورد صحیح و مدیریت دعواهای کودکانهی بچهها، آنها را برای پذیرش نقشهای اجتماعی در آینده آماده کنند.



نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران