جویی در میان انبوه چیزهایی که مادرش جمعآوری کرده بود باوری خرافی میدید که احساس میکرد باید با آن مبارزه کند – این باور که هر چیزی ارزشی دارد. پرندگان روی درختها، گلهای آفتابگردان لبهی باغچه، کارتهای ولنتاین که سالها پیش نوهی یکی از آشناهای دورش برایش فرستاده و او هم بهطرزی ناشیانه آنها را روی دیوار چسبانده بود.
جان آپدایک (1932 – 2009) مزرعهی سنگی را سال 1990 در مجلهی نیویورکر منتشر کرد و جایزهی اُ. هنری گرفت. جویی پس از مرگ مادر و ازدواجهایی ناموفق به مزرعهی سنگیشان بازگشته و ابعاد گوناگونی را از رابطهی توأم با وابستگی و تا حدی غیرطبیعی میان خود و مادرش کشف میکند.
جان آپدایک (1932 – 2009) مزرعهی سنگی را سال 1990 در مجلهی نیویورکر منتشر کرد و جایزهی اُ. هنری گرفت. جویی پس از مرگ مادر و ازدواجهایی ناموفق به مزرعهی سنگیشان بازگشته و ابعاد گوناگونی را از رابطهی توأم با وابستگی و تا حدی غیرطبیعی میان خود و مادرش کشف میکند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران