«ملاقات با جوخهی آدمکش» مجموعهی سیزده داستان به هم پیوسته(رمان) است که هر داستان تکهیی از پازل «زندگی» است: تکههایی با تعداد زیادی شخصیت که همگی در ارتباط با دو شخصیت محوری کتاب یعنی بنی سالازار مدیر یک کمپانی ضبط موسیقی و دستیارش ساشا هستند. تمرکز رمان روی شخصیتهایی است که بیشتر در کار موسیقیاند، بهویژه موسیقی راک و راکاندرول، شخصیتهایی خودویرانگر که، همانطور که پیرتر میشوند، زندگی، آنها را به مسیرهای پیشبینی نشده و گاهی غیرمعمول هدایت میکند.
جنیفر ایگان (1962- شیکاگو) که منتقدان ادبی او را یکی از با استعدادترین نویسندگان امروز امریکا میدانند و با القاب مارسل پروست پانک، ویلیام فاکنر راکاندول و جاندوس پاسوس هیپی توصیفش میکنند، برای کتاب « ملاقات با جوخهی آدمکش» توانست عنوان «پرفروشترین کتاب ملی» را از آن خود کند، به مرحلهی نهایی جایزهی پنفاکنر راه یابد و بهترین کتاب سال نیویورکتایمز، واشنگتنپست، بوستونگلوب، شیکاگو تریبون، و مجلههای سالون و پیپل را به خود اختصاص بدهد.
موفقیت کتاب تا آنجا بود، که بیشترین نظر مثبت منتقدان ادبی و خوانندگان کتاب را در آمریکا و اروپا از آن خود کرد و از آن به عنوان رمانی «قوی و فراموشناشدنی»، «عالی و بدون نقص» یاد کردند. مجلهی تایم آن را «کلاسیکی جدید از رمان امریکایی»، نیویورک تایمز «نمایشی فوقالعاده از هنر ایگان» و نیوزویک «اثری سنتی همچون آثار دیکنز» معرفی کرد و آنطور که واشنگتنپست مینویسد، اگر بهراستی میخواهید در عصر پستمدرن، از خواندن کتابی لذت ببرید، آن کتاب فقط «ملاقات با جوخهی آدمکش» است: «اگر ایگان پاداش زیست همهی ما در دنیای پرمکر و چرند پستمدرن است، پس پاداش کاملی است. موسیقی را بلند کنید لطفا! بیخیال دیدن دوستان دوران مدرسه شوید و به جایش در “ملاقات با جوخهی آدمکش” غرق شوید.»
جنیفر ایگان (1962- شیکاگو) که منتقدان ادبی او را یکی از با استعدادترین نویسندگان امروز امریکا میدانند و با القاب مارسل پروست پانک، ویلیام فاکنر راکاندول و جاندوس پاسوس هیپی توصیفش میکنند، برای کتاب « ملاقات با جوخهی آدمکش» توانست عنوان «پرفروشترین کتاب ملی» را از آن خود کند، به مرحلهی نهایی جایزهی پنفاکنر راه یابد و بهترین کتاب سال نیویورکتایمز، واشنگتنپست، بوستونگلوب، شیکاگو تریبون، و مجلههای سالون و پیپل را به خود اختصاص بدهد.
موفقیت کتاب تا آنجا بود، که بیشترین نظر مثبت منتقدان ادبی و خوانندگان کتاب را در آمریکا و اروپا از آن خود کرد و از آن به عنوان رمانی «قوی و فراموشناشدنی»، «عالی و بدون نقص» یاد کردند. مجلهی تایم آن را «کلاسیکی جدید از رمان امریکایی»، نیویورک تایمز «نمایشی فوقالعاده از هنر ایگان» و نیوزویک «اثری سنتی همچون آثار دیکنز» معرفی کرد و آنطور که واشنگتنپست مینویسد، اگر بهراستی میخواهید در عصر پستمدرن، از خواندن کتابی لذت ببرید، آن کتاب فقط «ملاقات با جوخهی آدمکش» است: «اگر ایگان پاداش زیست همهی ما در دنیای پرمکر و چرند پستمدرن است، پس پاداش کاملی است. موسیقی را بلند کنید لطفا! بیخیال دیدن دوستان دوران مدرسه شوید و به جایش در “ملاقات با جوخهی آدمکش” غرق شوید.»






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران