گفتوگوهایی که شرحشان در این کتاب آمده همسخنیِ درازمدت نویسنده است با بهرام بیضایی و همهی حاشیهها و ابهاماتشان. اما سوالها محدود به سینما نمیماند و پای دغدغهها و باورهای بیضایی در زمینهی سیاست و جامعه و مذهب و روشنفکری نیز به میان میآید. بیضایی صریح و بیلکنت دربارهی سینما و آدمهایش حرف میزند، دربارهی ادبیات و تجدد، ریاکاری و سانسور، و بیزاری عمیقش از سیاست.
«سینما برای من پناهگاه بود. فضای نفرتانگیز بیرون آدمها را با تعصب میدید و… من به این فکر کردم که میشود از بیرون پناه برد به سینما. آنجا تاریک بود و آدمها همه با هم یکسان بودند و تفاوتی بینشان نبود.»
_از متن کتاب
«سینما برای من پناهگاه بود. فضای نفرتانگیز بیرون آدمها را با تعصب میدید و… من به این فکر کردم که میشود از بیرون پناه برد به سینما. آنجا تاریک بود و آدمها همه با هم یکسان بودند و تفاوتی بینشان نبود.»
_از متن کتاب





نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران