… به نظر من مدت زیادی است که هنر تئاتر، به مانند دیگر هنرها، شبیه این نقاشیهای مرکزگرای کتاب مقدسی شده، نقاشیهایی که بیشتر از اینکه متن را محور تصویرسازی کتاب مقدس قرار دهند، خود نقاشی را محور میکردند و توضیحات کمی در حاشیهاش مینوشتند. نمایشنامهنویس به نظرم شبیه به واعظی غیرروحانی است که افکار و اعتقادات زمانهی خود را به شکلی همهگانی برای طبقهی متوسط که اکثر مخاطبان تئاتر را تشکیل میدهند، جوری بیان میکند که آنها بدانند موضوع از چه قرار است، بی آنکه چندان به مغزشان فشار بیاورند. به همین دلیل، تئاتر همیشه به عنوان مکتبی برای جوانان، زنان و آن کسانی که دانش کمی دارند مطرح است، مکتبی برای آنهایی که هنوز این قابلیت را در خود زنده نگاه داشتهاند که خودشان را فریب دهند و فریب بخورند – قابلیتی به این معنی که آنها مستعد توهمات ارائه شده از طرف نویسنده هستند…
_آگوست استریندبرگ



نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران