در پادشاهی ایلیا، تنها آدمهای استثنایی اجازۀ حیات دارند، آنان که شگفت انگیز هستند، نیرومند هستند، برگزیده هستند.
نیروهایی که این برگزیدهها چندین دهه است از آنها بهرهمند بودهاند، از سر لطف و از سر طاعون به آنها اعطا شده است. گرچه همه آن قدری خوش شانس نبودند که هم از بیماری جان سالم به در ببرند و هم پاداش بقای خود را دریافت کنند. آنان که بهسان یک آدم معمولی زاده شدند چیزی پیش از اپن نیستند، یک آدم معمولی. و آنگاه که پادشاه فرمان داد تمامی آدمهای معمولی تبعید شوند تا جامعۀ برگزیدهها دست نخورده بماند، نداشتن نیرویی خاص جرم انگاشته شد. و اینگونه بود که پیدین گری به دست سرنوشت مجرم شناخته شد و ناگزیر به دزدی روی آورد.
زنده ماندن در زاغهها به عنوان یک آدم معمولی کار سادهای نیست و پیدین بهتر از همه این را میداند. پیدین که از زمان کودکی توسط پدرش تعلیم دیده تا همیشه هوشیار و تیزبین باشد. در شهر پرهیاهو خود را غیبگو جا میزند و تا حد ممکن همرنگِ برگزیدهها میشود تا زنده بماند و از دردسر دوری کند. البته که همه چیز به این سادگی نیست.
نیروهایی که این برگزیدهها چندین دهه است از آنها بهرهمند بودهاند، از سر لطف و از سر طاعون به آنها اعطا شده است. گرچه همه آن قدری خوش شانس نبودند که هم از بیماری جان سالم به در ببرند و هم پاداش بقای خود را دریافت کنند. آنان که بهسان یک آدم معمولی زاده شدند چیزی پیش از اپن نیستند، یک آدم معمولی. و آنگاه که پادشاه فرمان داد تمامی آدمهای معمولی تبعید شوند تا جامعۀ برگزیدهها دست نخورده بماند، نداشتن نیرویی خاص جرم انگاشته شد. و اینگونه بود که پیدین گری به دست سرنوشت مجرم شناخته شد و ناگزیر به دزدی روی آورد.
زنده ماندن در زاغهها به عنوان یک آدم معمولی کار سادهای نیست و پیدین بهتر از همه این را میداند. پیدین که از زمان کودکی توسط پدرش تعلیم دیده تا همیشه هوشیار و تیزبین باشد. در شهر پرهیاهو خود را غیبگو جا میزند و تا حد ممکن همرنگِ برگزیدهها میشود تا زنده بماند و از دردسر دوری کند. البته که همه چیز به این سادگی نیست.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران