مارکس همانگونه که انگلستان را الگوی تکامل اقتصادی سرمایهداری میشمرد، فرانسه را نیز الگوی تکامل سیاسی آن میدانست و به همین دلیل همیشه، مانند اغلب اندیشمندان سدهی نوزدهم به تحولات و رویدادهای سیاسی فرانسه توجه بسیار داشت. ثمره این توجه، سه اثر مکمل و مرتبط هیجدهم برومر لوئی بناپارت، جنگ داخلی فرانسه، و کتاب حاضر بودند، که خوشبختانه مترجم و ناشر توانستهاند ترجمهی هر سهی آنها را در دسترس خوانندگان فارسیزبان قرار دهند. مارکس رویدادهای بین انقلاب 1830 و انقلاب 1848 را که به کودتای 1851 لوئی بناپارت انجامید تجلی روابط طبقات اجتماعی گوناگون فرانسه آن روزگار و نبرد آنان برای چیرگی بر دستگاه قدرت سیاسی میداند و در این کتاب به تحلیل آن روابط و مبارزهها میپردازد.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران