نفست را حبس کن، اوفلیا!
رمان هزارتوی پن به درد آدمهای زودرنج و دلرحم نمیخورد.
مناسب منتقدان بیاعتقاد به داستانهای پریان یا ناباوران به نیروهای خیر هم نیست.
هزارتوی پن برای آدمهای بیباکی چون شما است که چشم در چشم پلیدی، در هر شکل و اندازهای، میدوزند.
این زمان رویاگونه و نفسگیر که الهامبخش نخستین آن گییرمودل تورو کارگردان برندهی اسکار و فیلمنامهنویس محبوب منتقدین است و کورلینا فونکه، نویسندهی نامآشنا و پرفروش نیویورک تایمز، آن را بازتخیل کرده، خوانندگان را به عمق دنیایی از جنس جادوی سیاه میبرد.
هزارتوی پن درگاهی است گشوده به روی کیهانی دیگر، آنجا که دیواری میان واقعیت و خیال نیست و حاصل همکاری خلاقانه و فراموش ناشدنی دوقصهگوی درخشان است.
رمان هزارتوی پن به درد آدمهای زودرنج و دلرحم نمیخورد.
مناسب منتقدان بیاعتقاد به داستانهای پریان یا ناباوران به نیروهای خیر هم نیست.
هزارتوی پن برای آدمهای بیباکی چون شما است که چشم در چشم پلیدی، در هر شکل و اندازهای، میدوزند.
این زمان رویاگونه و نفسگیر که الهامبخش نخستین آن گییرمودل تورو کارگردان برندهی اسکار و فیلمنامهنویس محبوب منتقدین است و کورلینا فونکه، نویسندهی نامآشنا و پرفروش نیویورک تایمز، آن را بازتخیل کرده، خوانندگان را به عمق دنیایی از جنس جادوی سیاه میبرد.
هزارتوی پن درگاهی است گشوده به روی کیهانی دیگر، آنجا که دیواری میان واقعیت و خیال نیست و حاصل همکاری خلاقانه و فراموش ناشدنی دوقصهگوی درخشان است.




نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران