در دههی 1850، پس از شکست انقلابهای سال 1848 و حاکمیت ارتجاع سیاسی در اروپا، مارکس به لندن پناهنده شد و به کار نظری پرداخت و مهمترین آثار خود را در همین دوره تألیف کرد. یکی از نخستین مسائل مورد توجه او در این دوره، تحولات گروهبندیهای سیاسی فرانسه پس از 1848 بود که به خلق دو اثر برجسته، نبردهای طبقاتی در فرانسه و هیجدهم برومر انجامید. در کتاب حاضر، مارکس تحلیلی درخشان از کودتای 1851 لوئی بناپارت ارائه میدهد که از نمونههای ماندگار تحلیل سیاسی به شمار میآید. او در این کتاب به مسئله قدرتِ آن گونهای از دولت میپردازد که ظاهراً بیانگر سلطهی یک طبقهی اجتماعی نیست بلکه بر تمامی جامعهی مدنی سلطه یافته و از بالا در مورد مبارزهی طبقاتی موجود در جامعه حکمیت میکند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران