یک دوست جدید زَندی!
زک یک روز که مدرسه میرود، شوکه میشود. یک نفر روی صندلیاش نشسته است. این همکلاسی جدید به اسم اَل، بزرگ و بنفش است و پنج تا چشم دارد! زک فکر می کند هیولاست و میترسد. ولی خیلی زود متوجه میشود این «هیولا» نه تنها مهربان و با محبت است، بلکه از خیلی جهات هم شبیه خودش است!
زک یاد میگیرد اینکه ال قیافهی متفاوتی دارد، دلیل نمیشود که عجیب و ترسناک هم باشد.
زک یک روز که مدرسه میرود، شوکه میشود. یک نفر روی صندلیاش نشسته است. این همکلاسی جدید به اسم اَل، بزرگ و بنفش است و پنج تا چشم دارد! زک فکر می کند هیولاست و میترسد. ولی خیلی زود متوجه میشود این «هیولا» نه تنها مهربان و با محبت است، بلکه از خیلی جهات هم شبیه خودش است!
زک یاد میگیرد اینکه ال قیافهی متفاوتی دارد، دلیل نمیشود که عجیب و ترسناک هم باشد.




نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران