این کتابها فلسفه را ساده نمیکنند بلکه از ابهّتِ هراسآورِ فلسفه میکاهند. خواننده ممکن است خواندنِ این کتابها را به امید یافتنِ پاسخهای روشن آغاز کند: پاسخی برای مسئلهی تنهاییاش، چراییِ مرگ، منشأ ملال و دلزدگی… اما انتظار اینکه کتابی یا کسی در چند صفحه یا فلان تعداد نکته به ما بگوید چطور زندگی کنیم و چگونه خوشبخت شویم، در واقع یکجور انکارِ مسئولیت شخصیِ انسان است. پاسخی قطعی و ابدی که مناسب حال همه کس باشد وجود ندارد. کتابهایی که چنین مدعاهایی دارند قطعاً فریبکارند. کتابهای این مجموعه نسخه نمیپیچند و سیاههای از اعمال نیک و بد پیش روی شما نمیگذارند؛ بلکه میخواهند به فهم بهتر زندگی و پرسشها و تجربههایمان کمک کنند؛ چراغی بیفروزند تا در این اتاق تاریکِ زندگی و در لحظاتِ دشوار، درکمان از پرسشهای بیپایان انسانی روشنتر شود، بدانیم فیلسوفان و حکیمانِ جهان به این پرسشها چطور فکر کردهاند؛ تا با فهمِ دقیقتر و دیدی بارزتر بتوانیم در زندگیمان تصمیم بگیریم، مسئولیت تصمیممان را شجاعانه بر عهده بگیریم و با عواقب تصمیمهایمان آگاهانه روبرو شویم.
چپ خیلی پیش از این باید به محدود کردن جاهطلبیهایش برای برپاییِ یک دولت بزرگ پایان میداد. اما «حفظ فاصله از دولت» نه به معنای رها کردن دولت است و نه به معنای عقبنشینی به فضای خصوصیِ عواطف. هدف چپِ جدید نباید تصرف دولت، بلکه باید الزام دولت به تبعیت از خواست عمومی باشد. تنها امر واقعی، حالا، فرد (و خانوادهاش) است. علامتهای شکست همهجا دیده میشود – فضای اجتماعیِ ازهمپاشیده…
چپ خیلی پیش از این باید به محدود کردن جاهطلبیهایش برای برپاییِ یک دولت بزرگ پایان میداد. اما «حفظ فاصله از دولت» نه به معنای رها کردن دولت است و نه به معنای عقبنشینی به فضای خصوصیِ عواطف. هدف چپِ جدید نباید تصرف دولت، بلکه باید الزام دولت به تبعیت از خواست عمومی باشد. تنها امر واقعی، حالا، فرد (و خانوادهاش) است. علامتهای شکست همهجا دیده میشود – فضای اجتماعیِ ازهمپاشیده…






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران