در شامگاه 25 اکتبر 1946، در اتاقی شلوغ و پرهیاهو در کیمبریج، لودویگ ویتگنشتاین و کارل پوپر برای اولین و آخرینبار با هم روبهرو شدند و تقریباً بلافاصله شایعه در اکناف جهان پیچید که این دو، مجهز به سیخهای آختۀ بخاری، به جان هم افتادند… «آن ده دقیقه بنیاد جهان فلسفۀ غرب را حسابی تکان داد… نویسندگان داستان بسیار خوبی پیدا کردهاند و ماجرا را به طرزی دلپذیر باز میگویند.»
John Banville, Irish Times
«فکر بکری است که انسان حادثۀ مبهم ناچیزی را برگیرد و آن را نقطۀ آغاز بررسی فلسفۀ این قرن بیستم، و همۀ رویدادهای تاریخی شکل دهندۀ آن، قرار دهد. به نظر من نویسندگان هم درک بسیار خوبی از افکار فلسفی دارند و هم توانی شایان برای توضیح و تبیین آنها».
Michael Frayan
«عالی… اگر درست است که مردم در سالهای اخیر فلسفه را صرفاً دلداری، گونهای مرهم روح، میپندارند، این کتابی است که آنها را شفا میبخشد».
Professor Simon Blackburn, Sunday Times
«نویسندگان دیدار پوپر و ویتگنشتاین را بسان برخورد تایتانیک و کوه یخ گریزناپذیر میسازند».
مجلۀ تایم
John Banville, Irish Times
«فکر بکری است که انسان حادثۀ مبهم ناچیزی را برگیرد و آن را نقطۀ آغاز بررسی فلسفۀ این قرن بیستم، و همۀ رویدادهای تاریخی شکل دهندۀ آن، قرار دهد. به نظر من نویسندگان هم درک بسیار خوبی از افکار فلسفی دارند و هم توانی شایان برای توضیح و تبیین آنها».
Michael Frayan
«عالی… اگر درست است که مردم در سالهای اخیر فلسفه را صرفاً دلداری، گونهای مرهم روح، میپندارند، این کتابی است که آنها را شفا میبخشد».
Professor Simon Blackburn, Sunday Times
«نویسندگان دیدار پوپر و ویتگنشتاین را بسان برخورد تایتانیک و کوه یخ گریزناپذیر میسازند».
مجلۀ تایم





نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران