کیخسرو شاهی است آمیخته از انسان و فرشته. جنبهی انسانیاش او را تبدیل به شاهی عارف مسلک کرده که مانند هیچیک از پادشاهان پیشین نیست. او درست پس از آنکه به تمام رنجهای خود و کشورش پایان میبخشد و زمانی که ایرانزمین رنگ آرامش به خود میگیرد و همه جا صلح برقرار میشود، از تاج و تخت پادشاهی چشم میپوشد، همهچیز را به ایرانیان میبخشد و بیآنکه توشهای بردارد راهی الاهی در پیش میگیرد و از چشمها ناپدید میشود.
فردوسی بزرگترین حماسهسرای ایران است و سرودهاش، شاهنامه، بخش مهم هویت فرهنگی ایرانیان. برای اینکه عظمت کار فردوسی را بدانیم باید به دوران او نگاهی بیندازیم. در زمانی که فرهیختگان ایرانی به زبان عربی مینگاشتند و عربیدانی سبب تفاخر اهل علم و ادب بود، فردوسی شاهنامه را به زبان فارسی سرود.
شاهنامه براساس داستانهایی باستانی سروده شده، اما فردوسی داستانها را گسترش داده و با افزون دیدگاههای خود اثری تازه آفریده که زبانی ساده دارد. خواننده در کشاکش داستانهای شاهنامه با پهلوانان زندگی میکند؛ با پیروزیشان احساس پیروزی میکند و در اندوه و شادی با آنها همراه میشود.




نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران