رمان”پایان ضیافت” اثری پرکشش و تحسینشده از نویسندهی شهیر ژاپنی، یوکیو میشیما است؛ داستانی بهظاهر عاشقانه و پر از شور و احساسات فردی، و در باطن پر از عصیان و طغیان نسبت به عرف و سنتهای اشتباه و ناکار آمد. میشیما، با همان سرکشی و هشیاری اجتماعی که در باقی آثارش نیز دارد، و با نگاهی پیشرو و همدلانه به زنانگی، قهرمان کتاب خود، یعنی کازو را زنی موفق و پرشور ترسیم کرده که باید بین عشق و زناشویی و تعهداتی که جامعه از او انتظار دارد، و اهداف شخصی و آنچه خودش از خودش میخواهد، دست به انتخاب بزند. جالب اینکه قهرمانان او در این رمان نه جوانانی در ابتدای مسیر زندگی، بلکه میانسالانی با موقعیتهای بالای اجتماعی هستند که باید راهی برای بقا بیابند.
عقل سلیم در جامعهی سنتی و کهنهای که کازو در آن بزرگ شده بود میگفت که جذابیتهای زنانه سلاح قدرتمندی است که میتواند بر پول و قدرت فائق بیاید؛ اما چنین باوری حالا به نظرش چیزی بیش از یک افسانهی دور نمیرسید.
برآورد صریح کازو این بود: “زنانگی” در مقابل “پول”
شکست خورده بود؛ درست برخلاف وقتی که زنی عاشق فقیرش را ترک میگفت تا با مردی پولدار اما فاقد عشق و احساس زندگی کند. کازو نسبت به این قدرتی که چنین بیرحمانه ناکارآمدی احساسات، منطق، جذابیبتهای زنانه و باقی چیزها را به رُخش میکشید، احساس خشم و نفرت میکرد.
عقل سلیم در جامعهی سنتی و کهنهای که کازو در آن بزرگ شده بود میگفت که جذابیتهای زنانه سلاح قدرتمندی است که میتواند بر پول و قدرت فائق بیاید؛ اما چنین باوری حالا به نظرش چیزی بیش از یک افسانهی دور نمیرسید.
برآورد صریح کازو این بود: “زنانگی” در مقابل “پول”
شکست خورده بود؛ درست برخلاف وقتی که زنی عاشق فقیرش را ترک میگفت تا با مردی پولدار اما فاقد عشق و احساس زندگی کند. کازو نسبت به این قدرتی که چنین بیرحمانه ناکارآمدی احساسات، منطق، جذابیبتهای زنانه و باقی چیزها را به رُخش میکشید، احساس خشم و نفرت میکرد.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران