دست نگهدار!
میخواهی همهی ما را به کشتن بدهی؟
اسکلتی از یک جادوگر سطح آب را میشکافد و بلم ران با این که از ترس میلرزد، اجازه میدهد اسکلت، سوار قایق شود. بلم ران قول میدهد تلاش کند تا اسکلت به زندگی برگردد و اسکلت هم قول میدهد او را به کارآموزیاش بپذیرد.
اما این بلم ران مرموز کیست و چرا خواهر خواندهاش جینا را دزدیدهاند؟
خانم انجی سیج در کورندال انگلستان، کنار یک نهر زندگی میکند.
او با قایق کوچک سبزرنگی با بادبانهای قرمز سفر میکند و برای نوشتن داستانهایش از قایقهای شکار صدف الهام میگیرد.
میخواهی همهی ما را به کشتن بدهی؟
اسکلتی از یک جادوگر سطح آب را میشکافد و بلم ران با این که از ترس میلرزد، اجازه میدهد اسکلت، سوار قایق شود. بلم ران قول میدهد تلاش کند تا اسکلت به زندگی برگردد و اسکلت هم قول میدهد او را به کارآموزیاش بپذیرد.
اما این بلم ران مرموز کیست و چرا خواهر خواندهاش جینا را دزدیدهاند؟
خانم انجی سیج در کورندال انگلستان، کنار یک نهر زندگی میکند.
او با قایق کوچک سبزرنگی با بادبانهای قرمز سفر میکند و برای نوشتن داستانهایش از قایقهای شکار صدف الهام میگیرد.




نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران