ردپای گتسبی بزرگ اسکات فیتزجرالد (رمان محبوب راوی و نویسنده) و ناطوردشت سلینجر (رمان دلخواه نویسنده که خود به زبان ژاپنی ترجمهاش کرده) و بسیاری رمانهای جذاب قرن نوزده و بیست در این رمان موراکامی نیز- بیش از رمانهای دیگر- پیداست. در این داستان سرشار از حسرت و فقدان (که مایهی مکرر آثار موراکامی است) به رغم داستان سرراست و کلاسیک آن، همهی شخصیتها به نوعی آسیب روانی دیده، یا غیرعادیاند و بدتر از همه نائوکو است که…
اما روایت چنان آکنده از عشق به زندگی و تلاش برای به دست آوردن سهم خود از آن و امید به آینده است که بیجهت محبوب جوانان نشده و چهار میلیون نسخه به چاپ نرسیده. تورو واتانابه، راوی داستان، شعارش به نقل از دوستش، ناگازاوا، این است: «به حال خود دل نسوزان. فقط عوضیها این کار را میکنند.»، یا پس از فقدانها و نامرادیها میگوید:«…اما من زندگی را انتخاب کردهام.»
زیباییهای رمان در این نکات خلاصه نمیشود، بلکه مالامال از ستایش طبیعت و خیر و خوبی است.
اما روایت چنان آکنده از عشق به زندگی و تلاش برای به دست آوردن سهم خود از آن و امید به آینده است که بیجهت محبوب جوانان نشده و چهار میلیون نسخه به چاپ نرسیده. تورو واتانابه، راوی داستان، شعارش به نقل از دوستش، ناگازاوا، این است: «به حال خود دل نسوزان. فقط عوضیها این کار را میکنند.»، یا پس از فقدانها و نامرادیها میگوید:«…اما من زندگی را انتخاب کردهام.»
زیباییهای رمان در این نکات خلاصه نمیشود، بلکه مالامال از ستایش طبیعت و خیر و خوبی است.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران