خشم هم ناتوان از تسلط بر خویش است، هم آدابدانی را از یاد میبرد، هم دوستیها را نادیده میگیرد، هم سرسختانه و مصمم آنچه را آغازیده خاتمه میدهد، هم گوشهایش را به خرد و اندرز بسته است، هم تحرکات صرف برانگیختهاش میسازند و هم به کار تشخیص صحیح و صادق نمیآید؛ و بیش از همه به عمارتی میماند در حال فروپاشی که روی هر چیزی که به آن برخورد میکند آوار میشود… خشم این را در بسترش کاردآجین کرد، آن یکی را در میانهی مناسک مقدس ضیافت از پای درآورد، دیگری را در برابر دیدگان قاضیان و مردمان تکهپاره کرد؛ یکی را فرمان داد خونش را برای پدرکشی پسرش بدهد، دیگری را گفت گردن همایونی را به دست بردهای بسپارد، آن یکی را روی صلیب بند از بندش بگشاید… هیچ هیجانی بیش از خشم مشتاق کینخواهی نیست و درست به همین سبب بههیچروی مناسب ستاندن کین نخواهد بود، شتابزده و بیدقت، مانند هر میل طماعی، راه هجوم خویش را سد خواهد کرد.
مجموعهی «حکمت باستان برای زندگی امروز» شامل خطابههایی است برآمده از دلِ فلسفهی کلاسیک یونان و روم، در قالبی تازه و با عناوینی امروزی. «حکمت باستان» فلسفهای عملی است برای «زندگی» که در خلق یک انسان فضیلتمند میکوشد. این فلسفه همانا مقولهای است بیرون از دایرهی تنگ گروههای علمی دانشگاهی و اصطلاحات فنی دشوارفهم؛ و هستهی اصلیاش زیستن بر وفق طبیعت یا، به عبارت بهتر، زیستن بر مبنای «عقل» مندرج در طبیعت است. فلسفهی باستان همگان را خطاب قرار میدهد و دامنهی این همگان تا مخاطبان امروز نیز ادامه مییابد؛ مخاطبانی که با فروریختن روایتهای عظیم ایدئولوژیک-مذهبی مشتاقاند در چارچوبی اینجهانی و از طریق عقل انسانی به زندگیشان معنا دهند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران