مجموعهی «حکمت باستان برای زندگی امروز» شامل خطابههایی است برآمده از دلِ فلسفهی کلاسیک یونان و روم، در قالبی تازه و با عناوینی امروزی. «حکمت باستان» فلسفهای عملی است برای «زندگی» که در خلق یک انسان فضیلتمند میکوشد. این فلسفه همانا مقولهای است بیرون از دایرهی تنگ گروههای علمی دانشگاهی و اصطلاحات فنی دشوارفهم؛ و هستهی اصلیاش زیستن بر وفق طبیعت یا، به عبارت بهتر، زیستن بر مبنای «عقل» مندرج در طبیعت است. فلسفهی باستان همگان را خطاب قرار میدهد و دامنهی این همگان تا مخاطبان امروز نیز ادامه مییابد؛ مخاطبانی که با فروریختن روایتهای عظیم ایدئولوژیک-مذهبی مشتاقاند در چارچوبی اینجهانی و از طریق عقل انسانی به زندگیشان معنا دهند.
حکمت باستان برای خوانندگان امروزی
سیسرو در دههی ششم زندگی خود نگارش رسالهی دربارهی دوستی را آغاز کرد: در تبعید و برکنار از قدرت سیاسی، در تنهایی خویش پس از مرگ دختر دلبندش. چنین زمینهای، مفهوم دوستی را نزد خطیب رومی دگرگون میسازد و اندیشیدن به این مقوله را فراتر از حدود جاری آن میبرد. نزد سیسرو و برخلاف نگاه غالب دورانش، دوستی رابطهای انسانی برای منفعت متقابل نبود. او هر چند از این قبیل دوستیها آگاهی دارد و آن را سودمند نیز مییابد، فراتر از این فایدهمندی به دنبال مفهوم عمیقتری از دوستی است. در این تعریف عمیقتر که نقطهی ثقل رسالهی حاضر است، دو انسان در یکدیگر روحی خویشاوند خویش را مییابند، یعنی در حقیقت، دیگریِ خود را. و چنین است که به عقیدهی سیسرو، دوستی پاداش دوستی است و نه رابطهای مبتنی بر داد و ستد. رسالهی سیسرو و تعریف او از مفهوم دوستی در سنت غربی از سنت آگوستین تا دانته، اثری پایا برجا گذاشت و امروز نیز، در عصر مدرن تکنولوژی و تمرکز بیامان بر خویشتن که فکر دوستیهای ژرف را به مخاطره میاندازد، بیش از هر وقت دیگر حرفی برای گفتن دارد.
حکمت باستان برای خوانندگان امروزی
سیسرو در دههی ششم زندگی خود نگارش رسالهی دربارهی دوستی را آغاز کرد: در تبعید و برکنار از قدرت سیاسی، در تنهایی خویش پس از مرگ دختر دلبندش. چنین زمینهای، مفهوم دوستی را نزد خطیب رومی دگرگون میسازد و اندیشیدن به این مقوله را فراتر از حدود جاری آن میبرد. نزد سیسرو و برخلاف نگاه غالب دورانش، دوستی رابطهای انسانی برای منفعت متقابل نبود. او هر چند از این قبیل دوستیها آگاهی دارد و آن را سودمند نیز مییابد، فراتر از این فایدهمندی به دنبال مفهوم عمیقتری از دوستی است. در این تعریف عمیقتر که نقطهی ثقل رسالهی حاضر است، دو انسان در یکدیگر روحی خویشاوند خویش را مییابند، یعنی در حقیقت، دیگریِ خود را. و چنین است که به عقیدهی سیسرو، دوستی پاداش دوستی است و نه رابطهای مبتنی بر داد و ستد. رسالهی سیسرو و تعریف او از مفهوم دوستی در سنت غربی از سنت آگوستین تا دانته، اثری پایا برجا گذاشت و امروز نیز، در عصر مدرن تکنولوژی و تمرکز بیامان بر خویشتن که فکر دوستیهای ژرف را به مخاطره میاندازد، بیش از هر وقت دیگر حرفی برای گفتن دارد.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران