در جایی از کتاب ویلیام بلیک مصرعی است که دربارۀ دخترانی از نقرۀ نرم یا طلای سخت سخن میگوید. اما در وجود اولریک هم طلا بود و هم نقره. او سبک اندام بود و بلند بالا با چهرهای ظریف و چشمانی تیره. من بیشتر مجذوب آرامش مرموزش شدم تا چهرۀ جذابش. او به راحتی لبخند میزد و به نظر میرسید که لبخندش او را به دوردستها میبرد…
-بخشی از کتاب-
-بخشی از کتاب-
این کتاب از مجموعۀ «هزارتوی بورخس» منتشر شده است؛ مجموعهای که به راستی شامل داستانها و نوشتههایی است که خواننده را وارد هزارتویی معنایی و تصویری میکند. بورخس استاد تلفیق مضامینی چون رویاها، ادیان، افسانهها و اساطیر، حیوانها کتابها و کتابخانهها و … بود.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران