زن به درگاهی پنجره تکیه داده بود و به دور و بر نگاه میکرد. باد ملایمی از سمت رودخانه میوزید و هیچ خبری با خود نداشت. زن نگاه مردم کنجکاوی را داشت که سیری ندارند. هنوز کسی لطفی به او نکرده و جلوی خانهاش زیر اتومبیل نرفته بود. علاوهبر این در طبقهی ماقبل آخر زندگی میکرد. تا خیابان فاصله زیاد بود. از آن پایین فقط همهمهای تا بالا میرسید. همه چیز آن پایین پایینها بود. زن داشت از پنجره کنار میرفت که متوجه شد پیرمرد روبهرویی چراغ اتاقش را روشن کرده است. هوا هنوز روشن بود. نور چراغ یکجوری بود. انگار که در یک روز آفتابی به چراغ روشن حاشیهی خیابان نگاه کنی. زن کنار پنجره ماند.
«گزارش شاهد عینی» گزیدهای است از داستانهای کوتاه مهمترین نویسندگان آلمانیزبان قرن بیستم. از هر نویسنده دستکم یک داستان انتخاب شده است که هر کدام لحنی متفاوت از دیگری دارند. کوشش اصلی مترجم بازآفرینی لحنهای گوناگون به زبان فارسی بوده است. داستانها در کنار هم تصویر کاملی از داستان کوتاه آلمانی به دست میدهند.
«گزارش شاهد عینی» گزیدهای است از داستانهای کوتاه مهمترین نویسندگان آلمانیزبان قرن بیستم. از هر نویسنده دستکم یک داستان انتخاب شده است که هر کدام لحنی متفاوت از دیگری دارند. کوشش اصلی مترجم بازآفرینی لحنهای گوناگون به زبان فارسی بوده است. داستانها در کنار هم تصویر کاملی از داستان کوتاه آلمانی به دست میدهند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران