وجه مشخصۀ داستانهای گوگول سادگی قصهنویسی، ویژگی قومی، امانت محض نسبت به زندگی، و بکربودن و سرزندگی خندهآور آنهاست که همیشه تحت تاثیر احساس عمیق غم و دلتنگی قرار میگیرد. همۀ این ویژگیها یک منبع دارند: گوگول شاعر است، شاعر زندگی حقیقی.
اولین تاثیری که هریک از قصههای گوگول بر خواننده میگذارد این است که با خود بگوید: «چقدر همه اینها ساده، عادی، طبیعی، و حقیقی است، و در عین حال چقدر بکر و تازه.» این سادگی قصهنویسی، این صراحت لهجه، این پرهیز از نمایشپردازی، این پیشپا افتادگی و معمولی بودن اتفاقات قصهها، علائم حقیقی و قطعی خلاقیت هستند: این شعری حقیقی است، این شعر خود ماست.
تقریبا همۀ قصههای گوگول کمدیهای سرگرم کنندهای هستند که با هیچوپوچ شروع میشوند، با هیچوپوچ ادامه مییابند، و به اشک ختم میشوند، و در پایان زندگی نام میگیرند. قصههایش همگی همینطورند: اولش سرگرمکننده، و بعد غم. چقدر شعر، چقدر فلسفه، و چقدر حقیقت در اینجا نهفته!
اولین تاثیری که هریک از قصههای گوگول بر خواننده میگذارد این است که با خود بگوید: «چقدر همه اینها ساده، عادی، طبیعی، و حقیقی است، و در عین حال چقدر بکر و تازه.» این سادگی قصهنویسی، این صراحت لهجه، این پرهیز از نمایشپردازی، این پیشپا افتادگی و معمولی بودن اتفاقات قصهها، علائم حقیقی و قطعی خلاقیت هستند: این شعری حقیقی است، این شعر خود ماست.
تقریبا همۀ قصههای گوگول کمدیهای سرگرم کنندهای هستند که با هیچوپوچ شروع میشوند، با هیچوپوچ ادامه مییابند، و به اشک ختم میشوند، و در پایان زندگی نام میگیرند. قصههایش همگی همینطورند: اولش سرگرمکننده، و بعد غم. چقدر شعر، چقدر فلسفه، و چقدر حقیقت در اینجا نهفته!






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران