در قرن نهم میلادی، در سرزمین فرانکها، از پدری بسیار متعصب و سختگیر و کافرهای نومسیحی، دختری به نام یوهانا به دنیا آمد که استعداد ذهنی سرشار و خداداد و عطش بینهایتش به دانش پژوهشی، او را به منزلی رهنمون شد که در قرون وسطا درهایش به روی زنان و دختران مطلقاً بسته بود: یوهانا موفق شد در محضر اساتیدی دلسوز دانش پزشکی و علم فلسفه را فراگیرد و با اسرار دارویی گیاهان آشنا شود. اما او خوب میدانست که در عصر تحجر و کوتهفکری قرون وسطایی، این مسیر برای او که زن بود بس خطرناک و سنگلاخ است و نهایتاً راه به جایی نمیبرد. پس چهره عوض کرد، لباس مردانه پوشید و در کسوت راهبها ابتدا به صومعه شهر فولدا رفت و سالها بعد راه رم را در پیش گرفت. در آنجا در مقام پزشک ویژه پاپ اعظم در مدتی کوتاه به شهرتی والا رسید و سرانجام، خود سکان سرنوشت کلیسای کاتولیک را بهدست گرفت و با لقب «یوهانس انگلیکوس» بر تخت پاپ اعظم نشست.
دونا کراس با قلم توانای خود سرگذشت مسحورکننده یکی از فوقالعادهترین و با ارادهترین بانوان قرون وسطای مغربزمین- یوهانا اینگلهایم- را، در قالب رمانی تاریخی و هیجانانگیز، به رشته تحریر در آورده که تا قرن هفدهم شخصیتی آشنا و شناخته شده بود و تازه پس از آن تاریخ، نامش از اسناد رسمی واتیکان حذف و وجودش انکار شد.
دونا کراس با قلم توانای خود سرگذشت مسحورکننده یکی از فوقالعادهترین و با ارادهترین بانوان قرون وسطای مغربزمین- یوهانا اینگلهایم- را، در قالب رمانی تاریخی و هیجانانگیز، به رشته تحریر در آورده که تا قرن هفدهم شخصیتی آشنا و شناخته شده بود و تازه پس از آن تاریخ، نامش از اسناد رسمی واتیکان حذف و وجودش انکار شد.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران