خرگوشی نمیدانست چه کار کند.
دوستهایش سردشان بود، خسته بودند، جایی هم برای خوابیدن نداشتند و همهی اینها هم تقصیر خرگوشی بود.
اما یکهو فکری به سرش زد و فهمید فقط یک راه برایش مانده است…
دوستهایش سردشان بود، خسته بودند، جایی هم برای خوابیدن نداشتند و همهی اینها هم تقصیر خرگوشی بود.
اما یکهو فکری به سرش زد و فهمید فقط یک راه برایش مانده است…





نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران