تاماس جفرسون وقتی که گفت «اگر همسایۀ من بگوید که بیست خدا هست یا خدایی نیست آزاری به من نمیرسد» در واقع حالوهوای کلی سیاست لیبرالی آمریکا را مشخص کرد. نمونه و مثال او کمک کرد که این اندیشه محترم شمرده شود که میتوانیم سیاست را از اعتقاداتمان درباره چیزهای بسیار مهم جدا کنیم – یعنی اینکه اعتقادات مشترک میان شهروندان درباره چنین چیزهای مهمی برای داشتن جامعهای دموکراتیک ضروری و اساسی نیستند. جفرسون هم مانند بسیاری از چهرههای عصر روشنگری، فرضش بر این بود که قوّۀ اخلاقی مشترک میان خداپرستانِ نوعی و ملحدانِ نوعی برای شرافت مدنی کفایت میکند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران