مفهوم «بوروکراسی» همواره تداعیکننده تجربیاتی منفی است؛ از تشریفات کند، کاغذبازی و خونسردی بیعاطفه اداری تا ناکارآمدی، اتلاف انرژی و سرمایه و کارنادانی. همین جنبههای ملامتبار باعث شده است بوروکراسی امری ماهیتاً منفی قلمداد شود و هیچکس حاضر نباشد آن را گردن بگیرد – حتی جریانهایی که خود منادی بوروکراتیکسازی همه شئون زندگی اجتماعیاند. اما لودویگ فون میزس، اقتصاددان و متفکر اتریشی-امریکایی، در این کتاب ابتدا تعریف دقیق خود را از مفهوم بوروکراسی شرح میدهد و سپس خواننده را متقاعد میکند که «نفس» بوروکراسی شر نیست، بلکه «گسترش» بوروکراسی است که به مصیبت تبدیل میشود؛ گسترش بوروکراسی به حوزههایی که میتواند تابع مدیریت بازاری باشد. از این مهمتر، شرح میدهد که این گسترش مصیبتبار، ریشه در آرزومندی شهروندان برای مداخله دولت در امورشان دارد.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران