الجزیره برای کامو همواره شهر تابستانها بوده و آفتاب این شهر به گونهای تنگاتنگ با کودکی و جوانی وی عجین شده است. کامو در لحظاتی نادر در اوج یک هماهنگی بیواسطه با طبیعت مدیترانه زیسته و بخت آن را داشته که در طول زمان، شادمانیهای غیر قابل جایگزینی را در بازگشت به سرزمین نیاکانش تجربه کند.
اندیشهی پویای آلبر کامو از این مقالههای کوتاه، اودیسهای میسازد که مرحله به مرحله از پوچی دنیای خشن و ناراست فراتر میرود و مخاطرات نهیلیسمی کور را باطل مینماید.







نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران