بعد از ترامپ، دیگر نمیشود مانند قبل به کار خود ادامه داد.
باید راه جدیدی را آغاز کنیم. انتقاد، انکار و مقاومت صرف کافی نیست. رسالت ما این است که از آغازی دوباره سخن بگوییم. اولین اصل و موضوع مهمی که باید بر آن تاکید کنیم، وجود و در نتیجه ایجاد انتخابی استراتژیک و بنیادین میان دو گرایش اساسی در افکار عمومی است که من به نوبه خودم، نام آنها را گرایش سرمایهداری و گرایش کمونیستی گذاشتهام: هر چند نامهای دیگری نیز میتوان برایشان یافت. در نتیجه باید گفت در دنیای امروز، جوهره حقیقی سیاست عبارت است از بسترسازی برای این آغاز دوباره و ایجاد شرایط لازم برای بازگشت به آن دوگانه اساسی میان دو راه سرمایهداری یا کمونیسم . وقتی فقط صحبت از یک راه، و یک گرایش استراتژیک در میان باشد، آن وقت در واقع سیاست کمکم از میان میرود. ترامپ نماد زوال سیاست است. اصلا «سیاست» ترامپ چیست؟ هیچکس نمیداند، زیرا ترامپ بیشتر از آنکه یک سیاستمدار باشد، یک فیگور و شخصیت است. در واقع، بازگشت سیاست را میتوان به معنای بازگشت به امکان وجود یک انتخاب بنیادین تفسیر نمود. این بازگشت به دیالکتیک، در اصل بازگشت به یک دوگانه واقعی است که در آن، دیگر یکی از آن «دو»، امری دروغین و فریبنده نیست. در همه موارد و در همه زمینهها، هر یک از ما باید چونان کنشگرانی زیرک و سختکوش برای تحقق چنین بازگشتی تلاش کنیم.
باید راه جدیدی را آغاز کنیم. انتقاد، انکار و مقاومت صرف کافی نیست. رسالت ما این است که از آغازی دوباره سخن بگوییم. اولین اصل و موضوع مهمی که باید بر آن تاکید کنیم، وجود و در نتیجه ایجاد انتخابی استراتژیک و بنیادین میان دو گرایش اساسی در افکار عمومی است که من به نوبه خودم، نام آنها را گرایش سرمایهداری و گرایش کمونیستی گذاشتهام: هر چند نامهای دیگری نیز میتوان برایشان یافت. در نتیجه باید گفت در دنیای امروز، جوهره حقیقی سیاست عبارت است از بسترسازی برای این آغاز دوباره و ایجاد شرایط لازم برای بازگشت به آن دوگانه اساسی میان دو راه سرمایهداری یا کمونیسم . وقتی فقط صحبت از یک راه، و یک گرایش استراتژیک در میان باشد، آن وقت در واقع سیاست کمکم از میان میرود. ترامپ نماد زوال سیاست است. اصلا «سیاست» ترامپ چیست؟ هیچکس نمیداند، زیرا ترامپ بیشتر از آنکه یک سیاستمدار باشد، یک فیگور و شخصیت است. در واقع، بازگشت سیاست را میتوان به معنای بازگشت به امکان وجود یک انتخاب بنیادین تفسیر نمود. این بازگشت به دیالکتیک، در اصل بازگشت به یک دوگانه واقعی است که در آن، دیگر یکی از آن «دو»، امری دروغین و فریبنده نیست. در همه موارد و در همه زمینهها، هر یک از ما باید چونان کنشگرانی زیرک و سختکوش برای تحقق چنین بازگشتی تلاش کنیم.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران