تاریخ هنر تا پیش از سدهی بیستم، تاریخ هنر به مثابهی امر مقدس بوده، به نوعی که میتوان گفت در بیشتر مواقع، هنر متعلق به اشراف، نخبگان و خدایان پنداشته میشده است. همهی آن شکوه و عظمت یونان و روم باستان، هنر مذهبی قرون وسطی و رنسانس، نقاشیها، مجسمهها و معماریهای دوران گوتیک، باروک و نئوکلاسیک، همه جلوههای عظیم هنری بودند که عموما هیچ نسبتی با رئالیسم نداشتند: به سقف کلیسای «سیستین» نگاه که میکنیم، اوج این هنر پیش رویمان قرار میگیرد. قرن بیستم، از همان آغاز برابر این تلقی از هنر ایستاد. درواقع همهی آنچه از اواسط قرن نوزدهم در راستای بیرون کشیدن هنر از دل موزهها، اماکن مقدس و کاخهای اشراف شروع شده بود، به شکل گیری هنری در قرن بیستم منتهی شد که «بوریس گرویس» در کتاب «در جریان» آن را «رئالیسم مستقیم» مینامد: هنری که مولد اشیا نیست بلکه مولد اعمالیست که دوامی نخواهند داشت. نظر کردن به آثار هنری همچون یک شی ء محض و نه یک شیء/ چیز مقدس، اتفاقی بود که «هنر مستقیم» را موجب شد. جنبشهای مختلف هنری در قرن بیستم و رویکردهای اینچنینی، همواره موجب تضادهای بنیادینی در تلقی همگانی از هنر شده است. کتاب «در جریان» به این مبحث از منظر دیگری نیز نگاه میکند که این کتاب نظری و ارزشمند را واجد اهمیت بیشتری میکند: هنر در زمانهی اتمسفری بدون شیء، یعنی اینترنت!
- مشاهده سبد خرید شما نمی توانید این مقدار را به سبد خرید خود بیافزایید — ما مجموعا 1 موجودی در انبار داریم و قبلا 1 در سبد خرید شما موجود می باشد





نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران