«دوباره تفنگش را برداشت و جستوجو برای پیدا کردن روباه را از سر گرفت، چون جانور به صورتش زل زده بود و نگاه هوشیارش از ذهن مارچ پاک نمیشد. بیشتر از آنکه به فکر روباه باشد، مسحورش شده بود… نگاه مکار و بیشرمش را به یاد آورد که به چشمانش خیره شده بود و او را میشناخت. حس میکرد جانور سرور نامرئی جانش شده است. حالت پایین آوردن چانهاش وقتی سر بلند میکرد برایش آشنا بود، همینطور رنگ قهوهای متمایل به طلایی و سفید متمایل به خاکستری پوزهاش. و باز یاد نیمنگاهش افتاد، وقتی سر برگرداند و به او زل زد، با حالتی که هم دعوتکننده بود و هم تحقیرآمیز و فریبکارانه.
روباه نخستینبار در سال 1922 در مجلۀ The Dial آمریکا در چهار شماره و پس از آن در 1923 در قالب کتاب چاپ شد. داستان در خلال جنگ جهانی اول میگذرد و مانند بسیاری دیگر از آثار لارنس به شرح و واکاوی روابط میان شخصیتهای داستان از جنبههای روانشناختی و عاطفی میپردازد.
روباه نخستینبار در سال 1922 در مجلۀ The Dial آمریکا در چهار شماره و پس از آن در 1923 در قالب کتاب چاپ شد. داستان در خلال جنگ جهانی اول میگذرد و مانند بسیاری دیگر از آثار لارنس به شرح و واکاوی روابط میان شخصیتهای داستان از جنبههای روانشناختی و عاطفی میپردازد.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران