شاهزاده یان پسری رنگپریده و خجالتی است که در قصر بزرگ کمنوری، همراه تعداد زیادی محافظ و نگهبان، زندگی میکند.
او اجازه ندارد از قصر بیرون برود، اجازه ندارد بازی کند، حتی اجازه ندارد گیلاس بخورد، چون پدرش، شاهفردیناند، میترسد اتفاق بدی برایش بیفتد! وقتی یان با زُفی، دختری که هیچکاری برایش ممنوع نیست آشنا میشود، زندگیاش حسابی تغییر میکند، تغییری پر از هیجان و خطر!
رمان زُفی شورشی انسان را بهشدت تحتتاثیر قرار میدهد، با تصویرهایی زیبا و بهیادماندنی و با زبانی شاعرانه و متفاوت که در ادبیات کودکان کمتر مشاهده میشود.
مجلهی فوندِفُگِل
او اجازه ندارد از قصر بیرون برود، اجازه ندارد بازی کند، حتی اجازه ندارد گیلاس بخورد، چون پدرش، شاهفردیناند، میترسد اتفاق بدی برایش بیفتد! وقتی یان با زُفی، دختری که هیچکاری برایش ممنوع نیست آشنا میشود، زندگیاش حسابی تغییر میکند، تغییری پر از هیجان و خطر!
رمان زُفی شورشی انسان را بهشدت تحتتاثیر قرار میدهد، با تصویرهایی زیبا و بهیادماندنی و با زبانی شاعرانه و متفاوت که در ادبیات کودکان کمتر مشاهده میشود.
مجلهی فوندِفُگِل





نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران