ترجمه کتابهای حوزه فلسفه و علوم انسانی به زبان فارسی، به ویژه در مواردی که اثر نه یک کتاب درسی و آموزشی بلکه حاوی کلانفکرهایی است که جهتگیریهای کلی و تحلیل فکری و فرهنگی و سیاسی نویسنده را معلوم میکند، از تعادل و تناسب کافی برخوردار نبوده است. در کتابفروشیهای معتبر قفسههایی دیده میشود حاوی صدها کتاب ترجمه شده از معدودی نویسنده آلمانی فرانسوی یا درباره آنها، که بسا در زبان و فرهنگ مبدا از کسری از این شهرت و حرمت علمی برخوردار نیستند. در برابر، بسیاری از متفکران و نویسندگان طراز اول دنیا گاهی حتی یک کتاب در میان کتب ترجمه شده به فارسی ندارند. علت عمده این اریب، تا حدود زیادی، فضای مسلط روشنفکری و دانشگاهی است که بسیاری از مترجمان (اعم از حرفهای و متفنن، اعم از دانشگاهی و جز آن) به تأسی از آن به انتخاب کتاب برای ترجمه ترغیب میشوند. حتی اگر اینطور متفکران و نوشتههایشان را سرشار از خطا و آثارشان را برای جامعه ایران سربار از خطر ندانیم، لااقل میتوانیم بپذیریم که برای ایجاد نوعی تعادل در آثار ترجمه شده، به گونهای که بتوان آثار برگردانده شده به فارسی را مشتی نمونه خروار از تولید فکر جهانی دانست، لازم است برخی هم به ترجمه آثار متفاوت با جهتگیریهای فکری و سیاسی مسلط روی آورند.
این کتاب متأثر از چنین دغدغهای تدوین شده و امید دارم کسان دیگری هم در این ترمیم و تغییر جهتگیری مساهمت کنند.
این کتاب متأثر از چنین دغدغهای تدوین شده و امید دارم کسان دیگری هم در این ترمیم و تغییر جهتگیری مساهمت کنند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران