جورج و لنی دو کارگر کوچندهاند. یکی زبر و زرنگ و حامی خصلت است و دیگری بسیار زورمند اما سبکمغز، و در نتیجه خطرناک. این داستان روابط آنها با هم است در کشاکش با قهر تقدیر. شرح رؤیای زندگی باثبات و از حرمان زمانی پایان میپذیرد که گزند توان جسمانی لنی عاقبت از اختیار بیرون میشود و دست سرنوشت رؤیای مشتاقان را درهم میمالد.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران