ناخمن، که اصل عبری آن نحمان (به آرامش رسیده) میشود، استاد ریاضیات است؛ او در قطعیترین علوم استاد است. اما آرامشی که ناخمن در پایان داستانهاش به آن میرسد به خاطر این یقین نیست. برعکس، به خاطر گمشدگیست و حیرانی. راوی در آخر داستان ناخمن در مسابقۀ اسبدوانی میگوید: « اصلاً به یاد نمیآورد ماشین را کجا پارک کرده. هزاران ماشین بود. گیج شده بود، درمانده، مثل کودکی گمشده، و با این حال چیزی از شادیش کم نشده بود. دیر یا زود ماشینش پیدا میشد. این احساس آنقدرها هم بد نبود، احساس گمشدگی.»






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران