«از کار خسته و کوفتهام و تعهد کردهام که روز پنجم ژانویه قسمت اول رمان خود به نام «نیه توچکا نیزوانوف» را به کرایفسکی تحویل دهم… روز و شب به نوشتن مشغولم. فقط ساعت هفت شب برای آنکه دماغی تازه کرده باشم سری به «اُپرای ایتالیایی» میزنم تا آواز خوانندگان بینظیر خودمان را بشنوم. من خود چنین میپندارم که علیه مجموعۀ مظاهر ادبی قرن خویش، علیه کلیۀ جراید و علیه تمام نقادان عصر اقامۀ دعوی کردهام و با سه قسمت اول رمانم که در سالنامۀ «میهنپرستی» انتشار خواهد یافت امسال نیز به رغم تمام کسانی که بدخواه منند تفوق و برتری خود را به اثبات خواهم رسانید.»
داستایفسکی در نامهای به تاریخ 17 دسامبر 1946 به برادر خود چنین مینویسد:
«از کار خسته و کوفتهام و تعهد کردهام که روز پنجم ژانویه قسمت اول رمان خود به نام «نیه توچکا نیزوانوف» را به کرایفسکی تحویل دهم… روز و شب به نوشتن مشغولم. فقط ساعت هفت شب برای آنکه دماغی تازه کرده باشم سری به «اُپرای ایتالیایی» میزنم تا آواز خوانندگان بینظیر خودمان را بشنوم. من خود چنین میپندارم که علیه مجموعۀ مظاهر ادبی قرن خویش، علیه کلیۀ جراید و علیه تمام نقادان عصر اقامۀ دعوی کردهام و با سه قسمت اول رمانم که در سالنامۀ «میهنپرستی» انتشار خواهد یافت امسال نیز به رغم تمام کسانی که بدخواه منند تفوق و برتری خود را به اثبات خواهم رسانید.»
«از کار خسته و کوفتهام و تعهد کردهام که روز پنجم ژانویه قسمت اول رمان خود به نام «نیه توچکا نیزوانوف» را به کرایفسکی تحویل دهم… روز و شب به نوشتن مشغولم. فقط ساعت هفت شب برای آنکه دماغی تازه کرده باشم سری به «اُپرای ایتالیایی» میزنم تا آواز خوانندگان بینظیر خودمان را بشنوم. من خود چنین میپندارم که علیه مجموعۀ مظاهر ادبی قرن خویش، علیه کلیۀ جراید و علیه تمام نقادان عصر اقامۀ دعوی کردهام و با سه قسمت اول رمانم که در سالنامۀ «میهنپرستی» انتشار خواهد یافت امسال نیز به رغم تمام کسانی که بدخواه منند تفوق و برتری خود را به اثبات خواهم رسانید.»







نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران