«هیروشیما عشق من» در گام نخست جستوجوی دائمی برای پیداکردن فرمی مناسب است و این تعریفِ همیشگیِ آثار هنری و فیلمهای مدرن است. تمامی این فیلمها تلاش میکنند فرم خود را بیابند چون همهشان از مواجهه با یک ماده سرکش آغاز میشوند که تن به فرم نمیدهد و باید آنقدر با این ماده کلنجار رفت تا رسوب کند و فرم بگیرد. اما کل فیلمی که در نهایت میبینیم فرایند رسوبکردن آن ماده نافرمان است. رنه برای پیداکردن فرم خود به سراغ ادبیات و مارگریت دوراس رفت تا فیلمنامه را بنویسد. «هیروشیما عشق من» همانقدر کار رنه است که کار دوراس. یکجور تنش دیالکتیکی است بین سینما و ادبیات و اصلاً میتوان اتفاقی را که بین سینما و ادبیات میافتد تز اصلی رنه درباره عشق دانست.
«هیروشیما عشق من» به کارگردانی آلن رنه، کتاب دوم مجموعه «عشق در سینما» محسوب میشود. مجموعه «عشق در سینما»… تأملیست در اینباره که سینما با عشق چه کرده یا عشق با سینما.
«هیروشیما عشق من» به کارگردانی آلن رنه، کتاب دوم مجموعه «عشق در سینما» محسوب میشود. مجموعه «عشق در سینما»… تأملیست در اینباره که سینما با عشق چه کرده یا عشق با سینما.





نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران