از این کتاب پهلوانان بهتدریج وارد شاهنامه میشوند و برای محافظت از کیان پادشاهی و قلمرو سرزمینشان به میدان میآیند. در این جلد داستان مهمی روایت میشود که در روند داستانهای بعدی شاهنامه بسیار اهمیت دارد: داستان پیوند زال و رودابه.
بعضی گمان میکنند فردوسی تنها در توصیف صحنههای نبرد چیرهدستی دارد؛ اما داستان عشق زال و رودابه یکی از زیباترین داستانهای عاشقانه ی ادبیات پارسی است. توصیف صحنههای عاشقانه خواننده را در اضطراب نگه میدارد و آرزو میکند این دو دلداده به هم برسند؛ در حالی که جهانی از پیوندشان هراسانند؛ از پدر دختر، که پادشاه است، گرفته تا سام، پدر زال، و منوچهر، پادشاه ایران زمین. چرا که زال از نسل پهلوانان فریدوننژاد و رودابه از نژاد ضحاک است. سرانجام این دو نمایندهی خیر و شر به هم میپیوندند و حاصل این پیوند رستمی است که آمیختهای از خصایل خوب و بد است.
فردوسی بزرگترین حماسهسرای ایران است و سرودهاش، شاهنامه، بخش مهم هویت فرهنگی ایرانیان. برای اینکه عظمت کار فردوسی را بدانیم باید به دوران او نگاهی بیندازیم. در زمانی که فرهیختگان ایرانی به زبان عربی مینگاشتند و عربیدانی سبب تفاخر اهل علم و ادب بود، فردوسی شاهنامه را به زبان فارسی سرود.
شاهنامه براساس داستانهایی باستانی سروده شده، اما فردوسی داستانها را گسترش داده و با افزون دیدگاههای خود اثری تازه آفریده که زبانی ساده دارد. خواننده در کشاکش داستانهای شاهنامه با پهلوانان زندگی میکند؛ با پیروزیشان احساس پیروزی میکند و در اندوه و شادی با آنها همراه میشود.
بعضی گمان میکنند فردوسی تنها در توصیف صحنههای نبرد چیرهدستی دارد؛ اما داستان عشق زال و رودابه یکی از زیباترین داستانهای عاشقانه ی ادبیات پارسی است. توصیف صحنههای عاشقانه خواننده را در اضطراب نگه میدارد و آرزو میکند این دو دلداده به هم برسند؛ در حالی که جهانی از پیوندشان هراسانند؛ از پدر دختر، که پادشاه است، گرفته تا سام، پدر زال، و منوچهر، پادشاه ایران زمین. چرا که زال از نسل پهلوانان فریدوننژاد و رودابه از نژاد ضحاک است. سرانجام این دو نمایندهی خیر و شر به هم میپیوندند و حاصل این پیوند رستمی است که آمیختهای از خصایل خوب و بد است.
فردوسی بزرگترین حماسهسرای ایران است و سرودهاش، شاهنامه، بخش مهم هویت فرهنگی ایرانیان. برای اینکه عظمت کار فردوسی را بدانیم باید به دوران او نگاهی بیندازیم. در زمانی که فرهیختگان ایرانی به زبان عربی مینگاشتند و عربیدانی سبب تفاخر اهل علم و ادب بود، فردوسی شاهنامه را به زبان فارسی سرود.
شاهنامه براساس داستانهایی باستانی سروده شده، اما فردوسی داستانها را گسترش داده و با افزون دیدگاههای خود اثری تازه آفریده که زبانی ساده دارد. خواننده در کشاکش داستانهای شاهنامه با پهلوانان زندگی میکند؛ با پیروزیشان احساس پیروزی میکند و در اندوه و شادی با آنها همراه میشود.



نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران