توبی درختنشین پسری است یکونیم میلیمتری. او با خانواده و قوموخویشها و درخت نشینهای دیگر روی درخت بلوط بزرگ زندگی میکند. ولی… درخت زخمِ مهلکی خورده؛ خزه و گلسنگ شاخههایش را فرا گرفته است. لئو بلویِ ستمگر از بالای درخت بر همهی درختنشینها فرمان میراند و دوستِ توبی، الیشا را زندانی کرده است. توبی مخفیانه مبارزه میکند. او تنها نیست. گروه مقاومت در چلهی زمستان شکل میگیرد. آیا توبی میتواند این جهانِ شکننده را نجات دهد؟ آیا الیشا را پیدا خواهد کرد؟
این کتاب پایان داستانی فراموش نشدنی از ماجراجوییها، دوستیها و دلدادگیها در دلِ دنیایی کوچک است.
این رمان درخشان و کمنظیر به بیش از بیست زبان ترجمه شده و جایزههای متعددی دریافت کرده است؛ مثل جایزهی سنتاگزوپری، جایزهی تام تام، جایزهی سورسییر، جایزهی لیروکولژ، جایزهی بزرگ لیماژینر و جایزهی بزرگ دژونلکتور.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران