در این دوازده داستان به هم پیوسته، توصیفات زیبای اشتاین بک لحظاتی کوتاه و در عین حال سرنوشتساز را که زندگی مردمان عادی را دگرگون میکند به تصویر میکشد. در بین ساکنان سختکوش و ماندگار «چمنزارهای بهشت» چنین کسانی دیده میشوند: برت مانرو ساکن مزرعه بَتل، که خود را نفرین شده میداند؛ ادوارد ویکس پدری بیش از حد محافظ که ناامیدی برایش رقم خورده؛ کودکی مرموز و غیرعادی که در میان بوتهها پیدا شده و هلن ون دِوِنتر که تسلیم سرنوشت است. همانطور که ماجراها یکبهیک بسط داده میشوند، اشتاین بک به نحو تکاندهندهای از هم پاشیدگی اجتماعی را به تصویر میکشد، هنگامی که بیتوجهی و رفتار احمقانه یک خانواده هماهنگی و رویاها را بر هم میزند که زمانی شالودۀ زندگی آنها را تشکیل میداد.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران