ایران درّودی نامی آشنا در عرصه نقاشی امروز ایران است که بیشتر با رنگها و فضاهای خاص و منحصر به فردش که ملهم از نورهای درونی اویند، شناخته میشود؛ نورهایی که هر بار به شکلی در قلم موی نقاش، خود را یافته و بر زمینهای از بیتابیها و رویاهای او یأس و امیدهای ما را نمایاندهاند.
به این خاطر است که شکلها و حجمها از خود، بیرون زدهاند و در هیچ قاب و قالبی نمیگنجند. همچنان که پرنده را شاید اما پرواز را نمیتوان در هیچ قفسی حبس کرد.
رنگ و فضا در نقاشیهای درّودی بیش از همه با حس و حال نقاش و مخاطبانش سر وکار دارد. این حسوحالها در نقاشیهای او ساکن و یکسان نیستند و مدام جا عوض میکنند و به شکلی دیگر در میآیند. از غمها به شادی میگریزند و از مرهم به درد. به همین دلیل در نقاشیهای او هیچ رنگی فارغ از حس و حال نیست.
به این خاطر است که شکلها و حجمها از خود، بیرون زدهاند و در هیچ قاب و قالبی نمیگنجند. همچنان که پرنده را شاید اما پرواز را نمیتوان در هیچ قفسی حبس کرد.
رنگ و فضا در نقاشیهای درّودی بیش از همه با حس و حال نقاش و مخاطبانش سر وکار دارد. این حسوحالها در نقاشیهای او ساکن و یکسان نیستند و مدام جا عوض میکنند و به شکلی دیگر در میآیند. از غمها به شادی میگریزند و از مرهم به درد. به همین دلیل در نقاشیهای او هیچ رنگی فارغ از حس و حال نیست.




نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران