در قرن پانزدهم در شهر پاریس، دختر جوان کولی زیبایی به نام اسمرالدا با بره کوچک خود میرقصید و برنامه اجرا میکرد. کلود فرولو رئیس قبیله نتردام که عاشق اسمرالدا شده بود با کمک مردی به نام کرازیمودو سعی در دزدیدن دختر دارد که ناکام میماند. چندی بعد فردی به نام فوبوس که توانسته بود اسمرالدا را مغلوب خود کند توسط کرازیمودو به قتل میرسد و با ناعدالتی هرچه تمامتر اسمرالدا را به جرم قتل به اعدام محکوم میکنند و …






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران