هربرت مارکوزه، فیلسوف نومارکسیست و بلندآوازه آلمانی، کتاب خرد و انقلاب را به ویژه برای دانشگاهیان نوشته و روی سخنش بیشتر با دانشجویان و دانشپژوهان فلسفه و علوم اجتماعی است. این کتاب به نظر مارکوزه معرفی راستین و غیرمغرضانه فلسفه و منطق دیالکتیکی و دفاع از آن در برابر اندیشمندانی است که مارکس و مارکسیسم را زمینهساز استالینیسم و هگل و هگلگرایی را بستر نازیسم پنداشته بودند.
مارکوزه بر آن است که در این اثر نخست با یک استدلال علمی و مطابق با روشهای پذیرفتهشده بحث فلسفی در جهان غرب، فلسفه و دیالکتیک هگل را به عنوان بنیاد فلسفی مارکسیسم برای خوانندگان تشریح کند و سپس با تجزیه و تحلیل مایههای اصلی مارکس، نشان دهد که مارکس از هر گونه جامعهپرستی بیزار بود و برای هیچکس این جواز را صادر نکرده بود که افکار و شادکامی و آزادیاش را در پیشگاه جامعه قربانی کند. مارکوزه معتقد است که به نظر مارکس، هر نظامی که در برابر برخورداری و استقلال و آزادی افرادش کلیتی انتزاعی را قرار دهد و از آنان درخواست کند از جزئیت فردیشان در برابر کلیت صرفنظر کنند، مشروعیتی ندارد و افراد آن جامعه این حق را دارند که در صدد براندازی انقلابی آن نظام برآیند.
مارکوزه بر آن است که در این اثر نخست با یک استدلال علمی و مطابق با روشهای پذیرفتهشده بحث فلسفی در جهان غرب، فلسفه و دیالکتیک هگل را به عنوان بنیاد فلسفی مارکسیسم برای خوانندگان تشریح کند و سپس با تجزیه و تحلیل مایههای اصلی مارکس، نشان دهد که مارکس از هر گونه جامعهپرستی بیزار بود و برای هیچکس این جواز را صادر نکرده بود که افکار و شادکامی و آزادیاش را در پیشگاه جامعه قربانی کند. مارکوزه معتقد است که به نظر مارکس، هر نظامی که در برابر برخورداری و استقلال و آزادی افرادش کلیتی انتزاعی را قرار دهد و از آنان درخواست کند از جزئیت فردیشان در برابر کلیت صرفنظر کنند، مشروعیتی ندارد و افراد آن جامعه این حق را دارند که در صدد براندازی انقلابی آن نظام برآیند.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران