یه آقایی اینجا زندگی میکنه. امروز تولدشه، و اتفاقاً یادش هم نیست. با این حساب، وظیفهی ماست که یادش بیاریم. ما براش جشن تولد میگیریم. (از متن کتاب) مردم وقتی من رو میبینن، یهجور دیگه برداشت میکنن. میدونی، قیافهم غلطاندازه. به نظر خودم درسته که تغییر کردهم، ولی هنوز همون آدمیام که همیشه بودهم. منظورم اینه که، وقتی من رو میبینی، فکر نمیکنی، جدی میگم… یعنی، واقعاً از اونجور آدمایی نیستم که… که دردسر درست میکنن، به نظر اینجور آدمی میآم؟





نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران