خیلی از دلگرمیهای زندگی سوغات آشناییهاست، اما خیلی از ترسها هم نتیجهی همین آشناییها… برای همین است که گاهی از هم دور میشویم تا دوباره نزدیک بیاییم… لباس غریبگی میپوشیم تا از سر نو آشنا شویم… فاصله میگیریم تا فاصلهها را کم کنیم… من دور میشوم تا نترسانمت، تو دور میشوی تا اذیتم نکنی، و اینها همه برای نزدیک ماندن ماست… وقتی پشت فاصلهای خودخواسته دوباره همسخن و همشنو میشویم، خیالمان جمع است که با یک غریبهی آشنا راز دل میگوییم: با تویی که مکرر نو میشوی اما همیشه یک نفری.




نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران