اریک هوفر از سال 1943 در سانفرانسیسکو کارگر بارانداز بوده و بهعنوان کارگر مهاجر در مزارع و معادن طلا نیز کارکرده است. هوفر فردی خودآموخته است. او دربارهی دوران کودکیاش مینویسد:« به مدرسه نرفتم، زیرا تا 15 سالگی درواقع نابینا بودم. آنگاه که دید چشمانم بازگشت، اشتهای سیریناپذیر برای خواندن مطبوعات پیدا کردم.» او در آن ده سالی که به عنوان کارگر مهاجر در کنار آکلاهماییها و آرکانزاسیها دوران رکورد بزرگ را گذرانده، پدیدهی جنبشهای تودهوار علاقهمند شد.
مرید راستین چه کسی است؟
به گفتهی اریک هوفر…
وی مسافر سرراهیِ بااحساس سرشار از گناهی است که بر مرکب هر آرمانشهری، از مسیحیت تا کمونیسم، سوار میشود. وی آدم متعصبی است که به یک استالن (یا مسیح) نیاز دارد، تا بپرستدش و برایش بمیرد. وی دشمن خونی وضع موجود است، و مصرانه جانش را فدای رویایی دسترس-ناپذیر میکند. نوع او امروز همه جا در حال رژه رفتن است.
تحلیل هوفر از روانشناسی جنبشهای تودهوار، یک بررسی درخشان و (درعین حال) ترسناک از ذهنیت آدم متعصب است، که ناکامیهای شخصیاش وی را به پیوستن به یک آرمان، حتی به بهای زندگی خودش -یا دیگران- میکشاند.
«این پژوهش درخشان و اصیل دربارهی سرشت جنبشهای تودهوار درآمدی صادقانه بر اندیشهی اجتماعی ماست.»
آرتور شلسینگر (پسر)
مرید راستین چه کسی است؟
به گفتهی اریک هوفر…
وی مسافر سرراهیِ بااحساس سرشار از گناهی است که بر مرکب هر آرمانشهری، از مسیحیت تا کمونیسم، سوار میشود. وی آدم متعصبی است که به یک استالن (یا مسیح) نیاز دارد، تا بپرستدش و برایش بمیرد. وی دشمن خونی وضع موجود است، و مصرانه جانش را فدای رویایی دسترس-ناپذیر میکند. نوع او امروز همه جا در حال رژه رفتن است.
تحلیل هوفر از روانشناسی جنبشهای تودهوار، یک بررسی درخشان و (درعین حال) ترسناک از ذهنیت آدم متعصب است، که ناکامیهای شخصیاش وی را به پیوستن به یک آرمان، حتی به بهای زندگی خودش -یا دیگران- میکشاند.
«این پژوهش درخشان و اصیل دربارهی سرشت جنبشهای تودهوار درآمدی صادقانه بر اندیشهی اجتماعی ماست.»
آرتور شلسینگر (پسر)






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران