میشل ویناور، نمایشنامهنویس و دراماتورژ صاحبنام فرانسوی، در دهۀ پنجاه میلادی نمایشنامهنویسی را آغاز کرد. از مشخصههای آثار ویناور میتوان به مونتاژ کلام و شیوۀ خاصش در دیالوگنویسی اشاره کرد که سبب تمایز او از بسیاری از نمایشنامهنویسان آن دوره شد. او را در زمرۀ نخستین نمایشنامهنویسان فرمگرای معاصر فرانسوی پسا-بکت میدانند.
در پرترۀ یک زن دختر جوانی به نام سوفی معشوق سابق خود، زَویه را به قتل رسانده است.
در دادگاهی که برای رسیدگی به اتهام قتل او تشکیل شده است، هر یک از شخصیتهای نمایشنامه از زوایای متفاوت رویدادهای این داستان را روایت میکنند و تصویری خاص از این زن ارائه میدهند. اما این روایات و تصاویر شرح و تصویری واحد به مخاطب، خوانندهی متن یا تماشاگر نمایش، عرضه نمیکنند، بلکه همچون قطعات پازلی هستند که ذهنیت مخاطب باید آنها را در کنار هم قرار بدهد و پرترهی نهایی را بسازد.
در پرترۀ یک زن دختر جوانی به نام سوفی معشوق سابق خود، زَویه را به قتل رسانده است.
در دادگاهی که برای رسیدگی به اتهام قتل او تشکیل شده است، هر یک از شخصیتهای نمایشنامه از زوایای متفاوت رویدادهای این داستان را روایت میکنند و تصویری خاص از این زن ارائه میدهند. اما این روایات و تصاویر شرح و تصویری واحد به مخاطب، خوانندهی متن یا تماشاگر نمایش، عرضه نمیکنند، بلکه همچون قطعات پازلی هستند که ذهنیت مخاطب باید آنها را در کنار هم قرار بدهد و پرترهی نهایی را بسازد.






نظرات کاربران
فاقد نظر کاربران